چرا کارگری که خانه می‌سازد، خود بی‌خانه است؟

کارگر ساختمانی، قشری زحمتکش و بنیادین از جامعه است که دستانش خانه‌های رویایی ما را بنا می‌کند، اما خود برای خرید سرپناهی محقر در تنگنای شدید مالی به سر می‌برد. این یک پارادوکس تلخ و انکارناپذیر است: سازندگان شهر، اغلب سهمی از آن ندارند.

از این رو، شرکت‌های ساخت و ساز و انجمن‌های کارگری باید در صدد چاره‌جویی برآیند و منابعی پایدار برای احداث مجتمع‌های مسکونی ویژه کارگران پایه‌گذاری کنند. باید باور کنیم که امنیت شغلی بدون امنیت سکونتی، ناقص و شکننده است. کارگری که در ایام بازنشستگی منزلگاهی درخور برای سکونت داشته باشد، در جامعه سرافراز و بی‌نیاز از کار طاقت‌فرسای دوباره خواهد بود. او با آسودگی خاطر، دوران کهولت را سپری می‌کند و در صورت ناتوانی، همچنان سقفی امن بالای سر خود دارد.

برای تحقق این هدف انسانی، دو راهکار عملیاتی پیشنهاد می‌شود:

  1. صندوق پس‌انداز مسکن از مزد روزانه: می‌توان مبلغی اندک از درآمد روزانه کارگران برداشت و در صندوقی اختصاصی سرمایه‌گذاری کرد.
  2. مالکیت مشارکتی در ازای کار: می‌توان به جای بخشی از دستمزد، درصدی از مالکیت پروژه‌های در حال ساخت را به کارگران واگذار نمود تا به تدریج صاحب دارایی شوند.

بدیهی است که تأمین مسکن اقشار کم‌درآمد، یک نیاز پایه و وظیفه ذاتی دولت است. اما حال که سیاست‌های کلان در این عرصه ناکام مانده‌اند و اتفاق ملموسی رخ نداده است، ناگزیریم پرچم این مطالبه را به دست بخش خصوصی و نهادهای صنفی بسپاریم. شاید چابکی و انعطاف بخش غیردولتی، گرهی از این کلاف سر در گم بگشاید.

به امید روزی که هیچ دستِ آجرچینی، بی‌خانه نماند.
من افشین کیانی هستم، با شما تا ایده‌های نو جوانه بزند.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *